کار – شغل حوادث قانون مرکزی موتورسیکلت

کار – شغل: حوادث قانون مرکزی موتورسیکلت اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری گفت‌وگو با «هوتن شکیبا»ی برخاسته از تئاتر

هوتن شکیبا بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینماست که این روزها بازی این هنرمند جوان در همه این مدیوم‌ها، بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفته هست. او که زاده سنندج است

گفت‌وگو با «هوتن شکیبا»ی برخاسته از تئاتر

گفت وگو با «هوتن شکیبا»ی برخاسته از تئاتر

عبارات مهم : تئاتر

هوتن شکیبا بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینماست که این روزها بازی این هنرمند جوان در همه این مدیوم ها، بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفته هست. او که زاده سنندج است و علاقه اش به تئاتر در دوران نوجوانی شکل گرفته است در گفت وگویی از شروع فعالیت بازیگری، دغدغه ها، علایقش و تشکیل گروه تئاتر «تازه» گفت.

به گزارش هنرآنلاین، هوتن شکیبا بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینماست که این روزها بازی این هنرمند جوان در همه این مدیوم ها، بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفته هست. او که زاده سنندج است و علاقه اش به تئاتر در دوران نوجوانی شکل گرفته است در گفت وگویی از شروع فعالیت بازیگری، دغدغه ها، علایقش و تشکیل گروه تئاتر «تازه» گفت. گفت و گو با وی را در ادامه می خوانیم:

گفت‌وگو با «هوتن شکیبا»ی برخاسته از تئاتر

چه چیزی از سینما شما را جذب خودش کرده بود؟
من سینما را با رسانه ویدئو شناختم و راستش اوایل چیزی از سینمای خودمان نمی دانستم. سینمای دنیا مرا زیاد جذب می کرد. چارلی چاپلین را خیلی دوست داشتم و به همین علت علاقه ام به بازیگری زیادتر شد.

چطور شد با یوسف باپیری، اشکان خیل نژاد و نوید محمدزاده دور هم جمع شدید و گروه تئاتر «تازه» را تشکیل دادید؟
ما ابتدا تصمیم نداشتیم که به عنوان یک گروه تئاتر دور هم جمع شویم. در فضای تئاتر چند نمایش را با همدیگر کار کرده بودیم و دغدغه ها و تفکراتی شبیه به هم داشتیم. شاید فقط در سلیقه با همدیگر متفاوت بودیم. یک روزی بدون اینکه خودمان را محدود کنیم، تصمیم گرفتیم برنامه ریزی شده است تر کار کنیم تا در آینده بتوانیم از همدیگر حمایت کنیم. افراد هنگامی که یک گروه می شوند خیلی چیزها را یاد می گیرند.

الان وارد شدن به فضای تئاتر خیلی راحت شده است هست. شما فکر می کنید دانشگاه می تواند تاثیری روی هنرجوهای تئاتر بگذارد؟
من فکر می کنم که موثر بودن یا نبودن دانشگاه به خود آدم ها ربط دارد. من هنوز هم رفتن به دانشگاه را به علاقه مندان تئاتر پیشنهاد می کنم چون در دانشگاه راحت تر می شود وارد گروه شد.بنابراین من دانشگاه را پیشنهاد می کنم ولی به شرط اینکه هنرجوها دلسرد نشوند و نهایت تلاش ارزش را به کار بگیرند.

شما چند سالی است که خودتان در آموزشگاه و ورک شاپ های متفاوت تدریس هم می کنید. به نظرتان آیا سیستم آموزش عوض نمی شود تا یافته های بیشتری در دانشگاه ها عاید هنرجوها شود؟ شما و گروه تئاتر «تازه» چکار کردید تا به روز بمانید؟
ما باید خودمان را آپدیت نگه داریم و حتی بازیگرهایی که در کارشان خیلی خوب هستند هم باید خودشان را آپدیت نگه دارند وگرنه خیلی سریع تمام می شوند. اینکه یک هنرمند وابسته به یک چیزی شود و همان را تکرار کند برایش مثل سم هست. من تلاش می کنم این را به فرزند هایی که به آموزشگاه می آیند بگویم و تلاشم این است که اول از همه تجربیات شخصی خودم را به آنها بگویم و بعد تلاش کنم بین من و آنها و بین خودشان با هم گفت وگو شکل بگیرد تا ابزارهای ارزش زیاد شود و این توانایی را داشته باشند که هر طور که دل ارزش می خواهد از این ابزارها استفاده کنند. به هنرجوها می گویم شما باید بیان خوبی داشته باشید و باید توانایی این را داشته باشید که هر طوری که دل تان می خواهد از این بیان استفاده کنید. بیان درست بیانی است که شما بتوانید از آن به میزانی که نیاز دارید، استفاده کنید. یکی از دلایلی که ما اسم گروه مان را گروه تئاتر «تازه» گذاشتیم این بود که به خودمان یادآوری کنیم باید تازه بمانیم. کار خیلی مشکل داریم چون به هر حال دغدغه ها و درگیری ها مانع تازه بودن می شوند ولی با این حال تلاش کردیم خودمان را آپدیت نگه داریم.

اشاره کردید که در گروه تان مبنا را بر این گذاشته بودید که نگاه تان به تئاتر حرفه ای نباشد. چطور می شود که یک دفعه تصمیم می گیرید به صورت انفرادی بروید در گروه های حرفه ای بازی کنید؟
ما این را می دانستیم که به هر حال وارد گروه های حرفه ای خواهیم شد. اینکه گفتم می خواستیم نگاه مان به تئاتر حرفه ای نباشد به این معنا بود که حداقل در جنس کارهایی که خودمان داشتیم انجام می دادیم، تلاش نکنیم مقلد فضای حرفه ای شویم؛ یعنی می خواستیم فضای تجربى خودمان را نگه داریم و همچنان آزمون و اشتباه کنیم. من و نوید به عنوان بازیگر می دانستیم که قرار است کار حرفه ای را هم تجربه کنیم ولی هنگامی که وارد گروه شدیم، گفتیم باید ما همان فرزند دانشجوهایی که تشنه یادگیری هستند بمانیم و تجربه های متفاوت را رقم بزنیم.

حسن معجونی در گروهش تلاش می کند از هنرجوهای خودش استفاده کند. چطور شد که گروه تئاتر «لیو» شما را پذیرفت؟
اولین کارهای حرفه ای من با گروه تئاتر معاصر به کارگردانی نادر برهانی مرند و گروه تئاتر لیو به کارگردانی حسن معجونی بود که هر دو گروه مرا به خاطر ارتباط ارزش با فضای دانشگاه دیدند و به کارهای ارزش تزریق کردند. سال 88 یوسف باپیری در جشنواره تئاتر دانشگاهی نمایش «مارا ساد» را اجرا کرد که جهت بازی در آن از من تقدیر شد. آقای حسن معجونی و آقای سیامک صفری در آن جشنواره داور بودند. بعد از آن جشنواره بود که سیامک ﺻﻔﺮﯼ مرا به نمایش ﺭوﻣﻮلوﺱ کبیر به کارگردانی ﻧﺎﺩﺭ ﺑﺮﻫﺎﻧﯽ ﻣﺮﻧﺪ برد. حسن معجونی هم جهت نمایش به خاطر یک ﻣﺸﺖ ﺭﻭﺑﻞ ﺩﻋﻮﺗﻢ ﮐﺮﺩ و من در آن نمایش بازی کردﻢ. آقای معجونی هر لحظه از جشنواره ها چند نفر را به گروه تئاترش اضافه می کند و تلاش می کند تجربه های تازه انجام بدهد و حال دانشگاهی خودش را نگه دارد. به همین خاطر دانشجوهای زیادی در گروهش بازی می کنند که این اتفاق جهت من هم افتاد.

شما در کارهای تراژدی و کمدی توانایی های خودتان را نشان داده اید، ولی آیا به شما کارهای کلاسیک پیشنهاد نمی شود؟
شاید یکی از دلایلش این باشد که کارهای کلاسیک کمتری تولید می شود و کارهای کلاسیکی که تولید می شوند هم مرا اغنا نمی کند. قطعا اگر بدانم کارگردانی می خواهد همراه با کار کلاسیکش، کار متفاوت دیگری هم انجام بدهد، دوست دارم تجربه اش کنم.

در میان کارگردان های تئاتر کسی وجود دارد که تا به حال با او کار نکرده باشید ولی دوست داشته باشید به شما پیشنهاد کار بدهد؟
بله. کارهای امیررضا کوهستانی با سلیقه من جور هست. امیررضا واقعا کارهای خوبی دارد و در کارگردانی آدم آپدیتی است.

چرا امیررضا کوهستانی تا حالا به سراغ شما نیامده است؟
فکر می کنم یک موقعی امیررضا می ترسید به من پیشنهاد بازیگری بدهد چون از من کارهای کمدی دیده بود و مدل مورد پسندش نبودم. امیررضا زیاد تلاش کرده بود با بازیگرانی کار کند که قبلاً هم با آنها کار کرده هست. ما در چند سال اخیر خیلی رفیق شدیم و من عمدا با او بحث می کنم تا از حرف هایش استفاده کنم ولی همچنان در کارهایش نقشی مناسب خودم ندیدم. امیررضا جزو کسانی است که دوست دارم برایش بازی کنم چون می دانم حتما یک چیز جدیدی جهت گفتن دارد.

نمایش هایی مثل «الیور توئیست» اتفاقات خوبی هستند که باعث می شوند مخاطبان زیادی به دیدن تئاتر بیایند ولی آیا عده ای با این نمایش ها مخالفت می کنند؟ اینکه یک تئاتر بتواند اینقدر پول در بیاورد بد است؟
نه واقعا. تئاتر به حدی مهجور بوده و اوضاعش به لحاظ مالی خوب نبوده و نیست که انگار خودمان هم باور نداریم حق مان را به عنوان هنرمند نگرفته ایم. به تئاتر باید زیاد از اینها بها داده شود. کسانی که منتقد پول درآوردن تئاتر «الیور توئیست» هستند، به این فکر نمی کنند که 180 نفر از آدم های همین تئاتر دارند سر این کار ارتزاق می کنند و به این هم فکر نمی کنند که نیمی از تماشاگران این تئاتر از کسانی هستند که تا پیش از این حتی یک تئاتر هم ندیده بودند. کسی که نمایش «الیور توئیست» را دیده باشد، می داند که نمایش پر زحمتى است و ما تلاش مان را انجام داده ایم. ما نخواستیم یک کار را دو هفته ای جمع کنیم تا پول در بیاوریم. گروه حتی در سری اول اجراها سود مالی نکرد. دغدغه مان از ابتدا تولید یک کار خوب بود و بی انصافی است اگر کسی تلاش ما را نادیده بگیرد و فکر کند قصدمان پول درآوردن بوده است.

شما چند ماه پیش به طور همزمان سر تصویربرداری سریال لیسانسه ها و اجرای نمایش صد درصد بودید که یکی سریال کمدی است و دیگری نمایشی در ژانر وحشت. چطور از بعد این دوگانگی برآمدید؟
بیشتر برایم تقسیم انرژی مهم است و تلاش می کنم سر هر کاری که می روم، تنها روی آن کار متمرکز باشم و به بقیه کارهایم فکر نکنم. هنگامی که فیلمبرداری سریال لیسانسه ها تمام شد، تمرین نمایش های «صد درصد» و «الیور توئیست» همزمان شده است بود. نمایش صد درصد برایم خیلی سنگین بود و جزو یکی از سخت ترین تجربه هایم در تئاتر بود. نقش من در درام چیزی را پیش نمی برد و من باید مدام به اکت های زن پسیانی، ری اکشن نشان می دادم.

این خیلی برایم عجیب بود و می گفتم چطور می شود یک کاراکتر دست به هیچ عملی نزند و دائما بازی بخورد؟ بازی کردن در آن نقش خیلی چالش برانگیز بود، به علت اینکه نمی خواستم بازی من در اجرا به چشم بیاید چون به هر حال نمایش متعلق به کاراکتری بود که ستاره پسیانی آن را بازی می کرد و من باید با او همراه می شدم. از طرفی، در اجرا چیزی هم نباید کم می گذاشتم. الان به جایی رسیده ام که می گویم بازیگر در یک اجرا باید به اندازه بازی کند. زیاد یا کمتر از لزوم به چشم آمدن بازیگر باعث خراب شدن اجرا می شود.

در سریال لیسانسه ها با بازیگران برابر تان آشنایی داشتید؟
من با امیرحسین رستمی در یک فیلم بازی کرده بودم ولی تا روزی که به دفتر سروش صحت رفتم، امیر کاظمی را نمی شناختم و فقط او را در سریال شمعدونی به کارگردانی سروش صحت دیده بودم. ضمن اینکه در آن اکیپ با کاظم سیاحی و سیاوش چراغی پور هم بازی کرده بودم و با زن رویا میرعلمی هم آشنایی داشتم ولی ما ۳ نفری که نقش های مهم را بازی کردیم، همدیگر را نمی شناختیم.

یکی از حسن های سریال هم همین بود که شما همدیگر را نمی شناختید و دائم در حال کشف همدیگر بودید. در این قضیه سروش صحت چقدر دخیل بود؟
خیلی زیاد. سروش صحت در یک سری پرسشها خیلی باهوش عمل می کند. سروش و آقای ایمان صفایی فیلمنامه خوبی نوشته بودند که موقعیت فوق العاده ای را در اختیار بازیگران قرار می داد. ما اگر نقش های مان را عادی هم بازی می کردیم عالی می شد. من به سروش هم گفتم که خراب کردن همچین موقعیتی کار مشکل هست. ما در طول این کار تلاش می کردیم با آزمون و اشتباه همدیگر را کشف کنیم که من این را خیلی دوست داشتم. سروش صحت تصمیم گرفت در این سریال خودش را به چالش بکشد تا چیزهای جدیدی کشف کند. این ریسک کردن در قاب تلویزیون خیلی ارزشمند هست. سروش ریسک کرد و در سکانس هایى خواننده را به عنوان موسیقى متن آورد و در صحنه خواند.

چطور شد که سروش صحت جهت نقش های مهم شما ۳ نفر را گزینش کرد؟
کارگردان ها جهت فیلمبرداری گزینه های متفاوتی دارند که فکر می کنند به نقش می خورد. در مورد امیر کاظمی می دانم که نقش جهت او نوشته شده است بود و سروش می دانست که امیر بازی می کند. سروش سریال هاى قبلی اش را هم به من پیشنهاد کرده بود و می دانست من کار تلویزیونی نمی کنم. به همین خاطر این دفعه چیزی نگفت تا اینکه یک روز دستیارش، امین قوامی آمد و گفت سروش من را در جریان قرار داده و می دانم که نمی آیی ولی بیا متن را بخوان. هنگامی که فیلمنامه را خواندم دیدم دلم نمی آید کسی دیگر آن نقش را بازی کند و قبول کردم. بعد از آن با سروش و امیر نشستیم جهت نقش مسعود فکر کردیم.

سروش دوست داشت جمع سه نفره ما را با یک بازیگر خام تکمیل کند و یک صورت تازه در تلویزیون معرفی شود. من واقعا ترسیدم و گفتم جهت نقش های دیگرت این کار را بکن، حجم این نقش خیلی سنگین هست. چند نفر آمدند و آزمون زدند که من به سروش گفتم نگاه کن اینها نمی توانند و چون جهت نخستین بار بود که در یک سریال بازی می کردم، دوست نداشتم جایی از کار بلنگد. تا زمانی که سریال پخش شد، باز هم ۵۰- ۵۰ بودم که آیا حضورم در سریال کار درستی بوده یا نه. هنگامی که امیرحسین رستمی آمد، حالم خوب شد. من خیلی از کستینگ سریال راضی هستم. نمی توانم تصور کنم که کسی دیگر به جای عزت ا… مهرآوران نقش پدرم را بازی می کرد. آقای مهرآوران یک سری شباهت ها به پدرم دارند. آقای چراغى پور هم همین طور؛ کسی را نمی توانم جای ایشان تصور کنم. متین ستوده، بیژن بنفشه خواه، رویا میرعلمى، کاظم سیاحى، بهنام تقدیر و همه و همه گزینش های جذابی بودند.

برای سریال لیسانسه ها چقدر تمرین کردید؟
تمرینات ما با دورخوانی شروع شد و فاز بعدی تمرینات هم قبل از فیلمبرداری پلان ها بود.

نقش حبیب خیلی از شما دور است و با شخصیت تان فاصله دارد. پذیرفتن این نقش به عنوان نخستین کار در تلویزیون ریسک نبود؟
بله. خیلی از بازیگرها دلشان می خواهد تصویرشان در خوش ظاهر ترین حالت ممکن پخش شود، عالی ترین لباس ها را بپوشند و عالی ترین مدل مو را داشته باشند ولی حبیب هیچ کدام از اینها را نداشت. در فیلمنامه آمده بود که شخصیت حبیب بد لباس هست. کلا حبیب شخصیتی است که با من و با خیلی از بازیگران فاصله دارد ولی من دوست داشتم این نقش را بازی کنم چون چالش جالبی برایم بود.

شما کارهای مختلفی را در تئاتر، تلویزیون و سینما انجام داده اید. کاری در پرونده کاری تان وجود دارد که از آن پشیمان شده است باشید؟
فقط جهت بازی کردن در بعضی از کارهای حوزه تصویر پشیمان شدم ولی از کارهایم در تئاتر کاملاً راضی هستم. من خیلی تلاش کردم وسواس به خرج بدهم ولی در کارهای تصویر یک چیزهایی دست آدم نیست. ممکن است یک کاری که همه فکر می کنند خوب می شود، در آخر آن قدر خوب تمام نشود و یا ممکن است جهت یک فیلم معمولی اتفاق عجیبی بیفتد.

به نظر شما هوتن شکیبا در بازیگری چیزهایی دارد که کارگردان ها آن را کشف نکرده باشند؟
بله. دوست دارم وارد کارهایی شوم که برایم چالش جدیدی اتفاق بیفتد. به نظرم بازیگری چیزی جز این نیست.

هوتن شکیبا بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینماست که این روزها بازی این هنرمند جوان در همه این مدیوم‌ها، بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفته هست. او که زاده سنندج است

شما که کارگردانی تئاتر خواندید و به سینما هم علاقه مند هستید، آیا خودتان کارگردانی نمی کنید؟
فکر می کنم هنوز کارگردانی کردن برایم سریع باشد و فعلاً باید در مسیر بازیگری پیش بروم. شاید اگر زمانی سینما را به لحاظ فنی بهتر بشناسم، در حد فیلم کوتاه کارگردانی را هم تجربه کنم. خیلی وقت است که دلم می خواهد در تئاتر این کار را انجام بدهم ولی می دانم باید یک سال زندگی ام را بگذارم تا یک تئاتر را به روی صحنه ببرم. از طرفی، فشارهای مدیریتی که به یک کارگردان تحمیل می شود هم مرا ترسانده است.

به عنوان یک بازیگر ریشه دار در تئاتر، نظرتان در مورد آمدن بازیگران سینما به تئاتر چیست؟
اولا که تئاتر ارث پدری ما نیست و همه ما در تئاتر مستاجر هستیم. باید آنجا درست زندگی کنیم و حواس مان باشد که شاید فردا روزی نباشیم و کسی دیگر به جای ما بیاید. هرکسی اگر توانایی دارد باید بیاید و توانایی هایش را نشان بدهد. به نظرم باید تلاش کنیم تا سلیقه مخاطب را اوج ببریم. آن وقت مخاطب خودش این فیلتر را انجام می دهد و اگر کسی کیفیت مورد نیاز را نداشته باشد کنار می رود. کم و بیش همین اتفاق صورت گرفته است و من از این بابت خیلی خوشحالم. الان مردم اجراهایی را می بینند که مطمئن هستند کار خوبی است حالا اگر صورت ای محبوب هم حضور داشت خوشحال می شوند.

در حالی که مخاطبان چند سال پیش کاری به خود نمایش نداشتند و فقط می رفتند تا بازیگر صورت ببینند. به نظرم این دسته بندی ها وجود ندارد وگرنه سینمایی ها هم باید بگویند آیا تئاتری ها می آیند و در سینما بازی می کنند؟ ما هم یک زمانی چوب این را خوردیم که می گفتند تئاتری ها حق ندارند وارد سینما شوند. هیچکس نبود بگوید بیایید آموزش ببینید و در مدیوم متفاوت کار کنید و من هم به عنوان کارگردان از توانایی شما استفاده می کنم. این پرسشها هر لحظه وجود دارد و به نظرم هر بازیگری اگر بتواند خودش را در یک مدیوم دیگر هم نشان بدهد، کسی نمی تواند مانع حضورش در آن مدیوم شود.

گفت‌وگو با «هوتن شکیبا»ی برخاسته از تئاتر

واژه های کلیدی: تئاتر | سریال | سینما | نمایش | بازیگر | سینمای | بازیگری | بازیگری | سینمایی | بازیگران | کارگردانی

گفت‌وگو با «هوتن شکیبا»ی برخاسته از تئاتر

گفت‌وگو با «هوتن شکیبا»ی برخاسته از تئاتر

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs